تبلیغات
حجاب زینبی و جنگ نرم - امام زمان فرمود«بگو این میمونها را از قم بیرون بریزند
حجاب زینبی و جنگ نرم
دیروز دنبال گمنامی بودیم ... امروز دنبال اینکه ناممان گم نشود. شهید شوشتری
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
مطالب این وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید؟






آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

حجاب ، شنای مختلط ، ساپورت مردانه ، دانلود رایگان فیلتر شکن ، حجاب - مضرات کفش پاشنه بلند - دانلود رایگان انواع فیلتر شکن - سرنوشت غم بار یک دختر شاغل - شنای مختلط بانوان در دریا - ساپورت مردانه وارد شد - آدم باید دلش پاک باشه - دختر 8 ساله در دام جوان شیطان صفت - زانوهای باربی أم شکست
جستجو

آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
انقلاب اسلامی آیه قرآن ساعت فلش مذهبی
ابر برچسب ها

 

پایگاه صالحات- حجت الاسلام رحیمیان:rahimian یك پدر شهید در تیر 78 در مکاشفه دیده بود که امام زمان فرمودند: «به آقای فاضل لنكرانی بگو قیام كند این میمونها را از قم بیرون بریزند، من از نایبم حمایت میكنم» با اشاره حضرت کابینه دولت خاتمی جلوی چشم من آمد، دو نفرشان مهاجرانی و عبدالله نوری و یكی در رأس شان بود. چهره های بقیه مبهم بود و تنها چهره های این سه نفر روشن بود.

 

بخشی از سخنان حجت الاسلام و المسلمین رحیمیان نماینده محترم ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران ، همزمان با سالروز حماسه 9 دی ماه ، در پنجمین نشست ماهیانه سازمان بسیج جامعه پزشکی که در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی برگزار شد. سوم بهمن 1389

 

در این همایش حجت الاسلام رحیمیان طی سخنانی عنوان كرد:

نكته مهم در نهم دی این است كه ماجرای فتنه 88 از جنگ تحمیلی و حتی از اصل مبارزه با شاه و مبارزه نهضت ،سخت تر و عمیق تر می باشد. از زمان پیامبر ، حتی در جنگ تحمیلی و دفاع مقدس صف ها مشخص بود ،چهره دشمن هم مشخص بود، اما در این فتنه مهمترین مسئله این بود كه با نام و یاد امام و خط امام برای نابود كردن حقیقت امام و میراث امام و خط امام وارد مبارزه شدند و این كار را خیلی مشكل می كرد .

رحیمیان گفت: در روز 9 دی افراد زیادی به خیابانهادر حمایت از رهبری آمده بودند ، اما از آنجا كه سران فتنه با نام خط امام، وارد عرصه شده بودند، خیلی زود چهره واقعی آنها شناخته شد وهمه فهمیدند كه آنها برای ایجاد یك فتنه بزرگ و براندازی نظام اسلامی و مردم آمده اند و با الهام از تجربه تاریخی شیعه از صدر اسلام تا زمان حضرت امام و سال های بعد رحلت حضرت امام خیلی زود به عمق فتنه پی بردند. و فهمیدند :


آشوب طلبها همان روزه خوارها ، بهایی ها و خانواده اعدامی ها، سلطنت طلب ها ، اشرار، هستند كه در روز قدس و 16 آذر و نماز جمعه و روز عاشورا به خیابان ها ریخته اندو شرارت كرده اند و نكته این است كه در اعترافات بعد از دستگیری مشخص شد كه اكثر آشوبگران اصلاً در انتخابات رای نداده اند و اهل رای دادن نبودند.

 

ایشان اشاره كردند : این فتنه دو چهره داشت ،خیر و شر ، چهره خیر فتنه برای انقلاب این بود كه چهره حقیقی افراد فتنه گر و قانون شكنان برای همه مشخص شد و در عین حال، اقتدار ولایت و رهبری و نقش سرنوشت ساز و بی بدیل ولایت را دریافتند.

رحیمیان گفت: مجاهد بزرگ سید حسن نصرا... برای خود من تعریف می كرد در آن شب های فتنه با توجه به اینكه عموم رسانه های دنیا از سوی صهیونیست ها اداره می شود نگران بودند ، چشم میلیون ها و بلكه دهها میلیون مسلمان و حتی غیر مسلمان آزاده ، آن شب ها تا صبح به خواب نرفت ؛ عده زیادی از مومنین تا صبح اشك ریختند و برای نظام دعا كردند .

ایشان در جمله ای از امام فرمودند : جنگ حق و باطل از اول بوده و خواهد بود و تا زمان ظهور امام زمان (عج) وجود خواهدداشت.

 

رحیمیان با نقل یك خاطره از مكاشفه یك پدر شهید در 18 تیر 78 گفت: در این مكاشفه ائمه از مرحوم آیت الله فاضل درخواست كرده بودند كه به كمك رهبر انقلاب برود.

حجت الاسلام رحیمیان به بیان خاطره ای از یك پدر شهید در مورد رهبر انقلاب پرداخت و گفت: خاطره ای از یك پدر شهید شنیده بودم كه از نزدیكان بیت مرحوم فاضل لنكرانی بود. همیشه دوست داشتم این خاطره را از زبان خود ایشان بشنوم. فاطمیه اول امسال به همین منظور راهی قم شدم .منزل مرحوم فاضل جلسه روضه بود. رفتم آنجا و از حاج آقا جواد فاضل فرزند مرحوم آیت ا....فاضل لنكرانی سراغ آن پدر شهید را گرفتم.ایشان آدرسی به من داد و گفت ضمنا یكی از نكاتی كه این پدر شهید خواب دیده و بیان كرده محقق شده است.(كه در ادامه بیان می كنم)

 

مشخص شد كه این پدر شهید خادم بازنشسته حرم حضرت معصومه (س) است. بنابراین حرم رفتم و بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء آدرس دقیق تری از یكی از خدام گرفتم و راهی منزل این پدر شهید شدم. هنگامی كه در را زدیم سریعا باز كردند؛گویا منتظر ما بودند. من از پشت پرده گفتم من فلان كس هستم. گفتند بفرمایید منتظر شما بودیم. ابتدا فكر كردم شاید منتظر فرد دیگری بودند و اشتباهاً در را به این سرعت به روی ما باز كردند ولی معلوم شد كه خیر این طور نبود. بالاخره خدمت این پدر شهید رسیدیم كه تازه از بیمارستان و عمل جراحی فارغ شده بودند و فكر كرده بودند كه ما برای عیادت ایشان آمده ایم.

 

رحیمیان افزود: بعد از احوالپرسی خواستار این شدیم كه داستان را از زبان این پدر شهید بشنویم ولی به دلایلی امتناع كردند. خلاصه از ما اصرار و از وی انكار. ولی بالاخره تصمیم بر این شد كه برای یك بار دیگر قضیه را بازگو كند.(حدود چهل سال بود كه اعتكاف این پدر شهید ترك نشده بود. یعنی قبل از اینكه اعتكاف در ایران مرسوم شود و از قدیم در مسجد امام و مسجد اعظم معتكف می شد.) گفت از اعتكاف به منزل باز می گشتم و بی خواب و خسته بودم و به منزل گفتم كه می خواهم بخوابم. (حتی جایی كه خوابیده بود به ما نشان داد)

 

نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید با بیان اینكه این پدر شهید یك یا دو روز بعد از حادثه 18 تیر 78 این خواب را دیده بود، خاطرنشان كرد: این پدر شهید ادامه داد: نمی دانم كه چقدر از خوابم گذشته بود كه دیدم گویی چراغ ها روشن شدند. آمدم كه اعتراض كنم كه چرا چراغ ها روشن شده اند احساس كردم كه نور چراغ نیست بلكه نور دیگری است.

 

دقت كردم دیدم بانویی دست به كمر گرفتهكنار اتاق ما ایستاده. تا كمی به ایشان توجه كردم كنار من روی زمین نشست.

خطاب كرد:

«آقای احمدی! علی من غریب است، علی من مظلوم است، علی من تنهاست».

من همان وقت ناگهان احساس كردم این بانو حضرت زهرا(سلام الله علیها) و منظور ایشان از علی من، حضرت علی(علیه السلام) است.

تا چنین چیزی به ذهن من خطور كرد ایشان تكرار كردند:

«فرزندم علی غریب است، فرزندم علی مظلوم است، فرزندم علی تنهاست».

 

دیگر من منقلب شده و در همان حال متوجه شدم آقایی قائم كنار ما ایستاده است.

(مشخصات آن آقا را نیز توصیف كرد. خواست خدا بود كه امكانی فراهم شود و ما فیلمی از این بیانات پدر شهید نیز تهیه كردیم)

این آقا كه كنار ما ظاهر شده بود به من خطاب كرد:

«آقای احمدی! برو نزد آقای فاضل لنكرانی و به ایشان بگو قیام كند. این میمون ها را از قم بیرون بریزند.

(چون همان روزها یعنی 18 تیر در قم نیز امتداد فتنه وجود داشت)

بعد با دست چپش اشاره كرد و گفت:

«این ها خیال می كنند با توهین كردن به من، دست از حمایت از نایب ام بر می دارم. من از نایب ام حمایت می كنم».

هنگامی كه دست آقا حركت كرد ،دیدم جایش كابینه فلان (دولت اصلاحات خاتمی) جلوی صورت من شكل گرفت. چهره ها مبهم بود ولی سه چهره روشن بود. یكی در رأس شان بود و دو نفر دیگرشان مهاجرانی و عبدالله نوری بود. چهره های بقیه مبهم بود و تنها چهره های این سه نفر روشن بود.

گفتم: «آقا! آقای فاضل مریض است. مدتی است قدرت حركت ندارد و باید چند نفر كمكش كنند». ایشان فرمود:

«آقای فاضل ده سال دیگر به فعالیت اش ادامه می دهد».

(اینكه عرض كردم آقا جواد فاضل اشاره كرد یكی از حرف های ایشان محقق شد همین بود كه آقای فاضل راس ده سال از دنیا رفت)

 

رحیمیان افزود: khamenei005این پدر شهید صبح فردا خدمت آقای فاضل رفته و ماجرا را بازگو می كند.

آقای فاضل نیز اشك ریخته و می گوید این خواب نبوده بلكه مكاشفه بوده.

نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید همچنین گفت: این پدر شهید به آقایی كه دیده بود اشاره كرد و گفت: آن آقایی كه كنارم ایستاده بود خیلی به چشم من آشنا بود. گویی جایی دیده بودمش. خیلی فكر كردم تا یادم افتاد.

سالی قرار بود حج مشرف شویم. ولی قبل از اینكه مشرف شویم به علت تصادف نصف بدن خانم ام فلج شد. ولی با هر زحمتی وی را نیز همراهم بردم. در سعی بین صفا و مروه بودیم كه حاج خانم افتاد و مرد. چون من مرده زیاد دیده بودم عرق مرگ را روی پیشانی وی تشخیص دادم.

رو به كعبه كردم و گفتم: «آقا امام زمان(عج) من اینجا غریبم و این ها با ما بد هستند. دیگر جنازه این را به من نمی دهند. به داد من برس و ...»

بعد از چند جمله دیدم آقایی كنار من ایستاده و به من اشاره كرد. بالای سر همسر من نشست و گفت ایشان حالش خوب است. بعد دیدم همسرم بلند شد و حركت كرد. آثار فلجی وی نیز بر طرف شد. یادم آمد كه آقایی كه در خواب دیده بودم همان است كه در حج به داد من رسید.

 

رحیمیان در ادامه افزود: دست خدا بر سر رهبر ما است و دست ایشان بر سر ما است. ایشان بنده مخلص خدا است. من از سیزده سالگی نزد امام بودم. به جز مدتی كه زندان یا در تبعید بودند. ویژگی هایی كه ما در امام مشاهده كردیم در رهبری وجود دارد. خدا آنكه شایسته بود و شایسته است جایگزین امام كرد.

 

وی در ادامه سخنان خود یادآور شد، چرا باید یكی از سران فتنه كه ادعای خط امام دارد، برای سروشی كه ولایت فقیه، اصول خط امام، امام زمان، زیارت جامعه را منشور قلات شیعه نامید ،اصل وحدانیت قرآن را انكار می كند، به مناسبت سالروز تولدش پیام دهد و او را به ملا صدرا تشبیه كند.

كدیور، اكبرگنجی كه در رد ولایت فقیه مقالات بسیار نوشته بودند در روزنامه های زنجیره ای به نام آیت ا... و استاد بزرگ، دانشمند بزرگ با تیتر اول از آنها یاد كردند.

انسان چرا اینگونه می شود كه همه چیز را فراموش می كند ؟ ادعای پیروی از خط امام كجا ؟و حمایت از انكاركنندگان خط امام كجا؟ كسی كه به دنیا دل ببندد دنیا چشمهایش را كور می كند

انكار وحدانیت قرآن كجا؟ مورد تشویق تمام دشمنان امام در تمام كره زمین قرار گرفتن كجا؟

جاذبه و دافعه اگر امام نداشته باشد كه امام نیست.

حب و بغض، حقیقت ایمان است، امام صادق (ع) فرمود به حقیقت ایمان هیچ كس دست پیدا نمی كند مگر اینكه دوست بدارد به خاطز خدا دورترین افراد به خودش را و دشمن بدارد به خاطر خدا نزدیك ترین افراد به خودش را

حال كسی به خاطر رئیس جمهور شدن حاضر است دست به هر كاری بزند كه این نشان دهنده دل بستگی به دنیا می باشد

انسان چرا اینگونه می كند ؟ شما كه مدعی خط امام هستی ؟ خط امام كجا و انكار ولایت فقیه كجا ؟ خط امام كجا و مورد تشویق دشمنان قرار گرفتن كجا؟

یعنی اگر حسین حاج آقا مصطفی است با اینكه او را دوست دارد یادگار فرزند عزیزش است،{ امام حاج آقا مصطفی را خیلی دوست داشت من خط امام را دارم ( از حاج احمد گرفته بودم) دورانی كه امام در نجف بودند یك مفاتیحی داشتند پشت آن تعبیراتی داشتند كه محبت و دوست داشتن امام به حاج آقا مصطفی را نشان می داد.}

اما همین حسین حاج آقا مصطفی وقتی زیر چتر بنی صدر می رود در مشهد در جریان فتنه قرار می گیرد امام می فرمایند دستگیرش كنید بیاوریدش ، گفتند مقاومت می كند امام فرمودند : مقاومت كرد بزنیدش گفتند: من با كسی تعارف ندارم.

رحیمیان به ویژگیهای خواص اشاره كرد وگفت : خواص كسی است كه خود بفهمد و بصیرت داشته باشد گاهی یك پیر زن بی سواد كشاورز جزء خواص می شود و حقیقت عالم وحیات زندگی رادریافته است،

نماینده مقام معظم رهبری در بنیاد شهید گفت : ممكن است كسی مرجع تقلید ، عالم یا پرفسور باشد اما گمراه از دنیابرود . گاهی علم می شود حجاب آن هم حجاب اكبر اگر تهذیب نفس نباشد انسان به گمراهی می رود

وی به جمله ای از امام اشاره كردند كه امام همواره در جمع طلبه ها در قم توصیه می كردند ،كه اگر یك قدم برای تحصیل علم بر می دارید، یك گام هم برای تهذیب نفس بردارید ، كه اگر تهذیب نفس نباشد انسان به گمراهی می رسد و خطر آن برای افراد عالم بیشتر از بقیه می باشد.

 

منبع: سایت سازمان بسیج مستضعفین



برچسب ها : فرزندم علی غریب است ,  فرزندم علی مظلوم است , 


نوشته شده توسط : عاشقان سیدالکریم و طبقه بندی شده در : سید خراسانی ,