تبلیغات
حجاب زینبی و جنگ نرم - ای کاش یک کم از غیرت و شرف شما را داشت!!!
حجاب زینبی و جنگ نرم
دیروز دنبال گمنامی بودیم ... امروز دنبال اینکه ناممان گم نشود. شهید شوشتری
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
مطالب این وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید؟






آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

حجاب ، شنای مختلط ، ساپورت مردانه ، دانلود رایگان فیلتر شکن ، حجاب - مضرات کفش پاشنه بلند - دانلود رایگان انواع فیلتر شکن - سرنوشت غم بار یک دختر شاغل - شنای مختلط بانوان در دریا - ساپورت مردانه وارد شد - آدم باید دلش پاک باشه - دختر 8 ساله در دام جوان شیطان صفت - زانوهای باربی أم شکست
جستجو

آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
انقلاب اسلامی آیه قرآن ساعت فلش مذهبی
ابر برچسب ها
                                             

در مدتی که آقا مهدی باکری شهردار ارومیه شده بود یک شب سیل تقریباً شدیدی آمد. ایشان همان شب ترتیب اعزام گروههای امداد را به منطقه سیل زده دادند و خودشان هم با آخرین گروه عازم منطقه شدند و پا به پای دیگران در میان گل و لای کوچه ها که تا زیر زانو  می رسید جهت کمک به مردم سیل زده به فعالیت پرداختند.



در این میان آقا مهدی متوجه پیر زنی شد که با شیون و زاری از مردم کمک می خواست که اسباب و اثاثیه اش را از داخل زیر زمین خانه که پر از آب شده بود بیرون بیاورند! ایشان هم بی درنگ به داخل زیر زمین رفتند و مشغول کمک به دیگران شدند.

کم کم کارها رو به راه شد. پیر زن به مهدی که مرتب در حال فعالیت بود نزدیک شد و گفت:

« خدا عوضت بدهد مادر ! خیر ببینی !

نمی دانم این شهردار فلان فلان شده کجاست. ای کاش یک کم از غیرت و شرف شما را داشت.»

مهدی لبخند ملیحی زد و گفت :

                                         « آره      مادر      ای کاش داشت »



برچسب ها : شهردار ,  مهدی باکری ,  غیرت , 


نوشته شده توسط : عاشقان سیدالکریم و طبقه بندی شده در : طلایه داران عشق ,