تبلیغات
حجاب زینبی و جنگ نرم - مطالب عاشقان سیدالکریم
حجاب زینبی و جنگ نرم
دیروز دنبال گمنامی بودیم ... امروز دنبال اینکه ناممان گم نشود. شهید شوشتری
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
مطالب این وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید؟






آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

حجاب ، شنای مختلط ، ساپورت مردانه ، دانلود رایگان فیلتر شکن ، حجاب - مضرات کفش پاشنه بلند - دانلود رایگان انواع فیلتر شکن - سرنوشت غم بار یک دختر شاغل - شنای مختلط بانوان در دریا - ساپورت مردانه وارد شد - آدم باید دلش پاک باشه - دختر 8 ساله در دام جوان شیطان صفت - زانوهای باربی أم شکست
جستجو

آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
انقلاب اسلامی آیه قرآن ساعت فلش مذهبی
ابر برچسب ها
چهارشنبه 24 تیر 1394 04:40 ب.ظ



برچسب ها : حجاب ,  قرائتی ,  عشق ,  آرایش , 


نوشته شده توسط : عاشقان سیدالکریم و طبقه بندی شده در : حجاب , 



چه میشد مادر و پدر من به جای اینکه رو بروی هم زندگی....

به نقل از "حجاب زینبی و جنگ نرم": همش دعوا، همش جرو بحث خسته شدم چه قدر تحمل کنم میام خونه آرامش پیدا کنم، برعکس اعصابم خورد می شه. آخه من چه گناهی کردم تو این خانواده به دنیا اومدم، همش مشکلات، همش مصیبت!!


چه میشد مادر و پدر من به جای اینکه رو بروی هم زندگی کنند، در کنار هم باشند و مثل چتری ما بچه ها را زیر سایه ی مهر و محبتشان نگه بدارند!

آن وقت می گویند چرا دیر خونه میایی؟ چرا دوست فلان داری؟!! چرا چشمات این طوریه؟! چرا تا دیر وقت پای این دستگاه ها هستی؛ لب تاب و تبلت و برنامه های اینستگرام و چت و واتس آپ و وایبر و لاین و ....

یادش بخیر خانواده هاشمی توی داستان کتاب هایمان (همان خانواده گرم و صمیمی کتاب تعلیمات اجتماعی دبستان!

چه شده که دیگر آن صمیمت ها در خانواده ها کمرنگ و یا حتی محو شده اند!

بله! پدر و مادرای عزیز این ها حرف های یک سری از ما جوان ها است که گاهی حالت گله گذاری از بعضی از پدر مادرهایمان داریم که یا به زبان می آوریم و یا در کنج دل، نگهشان می داریم که در این صورت خدا می داند این نگه داشتن ها چه بلایی بر سر روح و روان ما می آورد.

 

برچسب ها : خودنمایی ,  ماتیک ,  آرایش ,  جلوه گری , 

نوشته شده توسط : عاشقان سیدالکریم و طبقه بندی شده در : شبیخون فرهنگی ,  حجاب , 

پنجشنبه 2 بهمن 1393 03:14 ق.ظ

دختر با ناز به خدا گفت: چطور زیبا می آفرینی ام و انتظار داری خود را برای همگان جلوه گر نکنم...!!! خدا گفت: زیبای من! تو را فقط برای خودم آفریدم...!!! دخترک، پشت چشمی نازک کرد و گفت: خدا که بخل نمی ورزد... بگذار آزاد باشم... *خدا چــــــــــــادر را به دخترک هدیه داد* دخترک با بغض گفت: 



برچسب ها : عشقم ,  زیبایی ,  آرایش , 

نوشته شده توسط : عاشقان سیدالکریم و طبقه بندی شده در : عشق به خدا , 

پنجشنبه 2 بهمن 1393 03:09 ق.ظ



این خاطره که میخوام بگم مربوط به اون زمانیه که گشتای بسیج به راه بود و همه چی خوب …

 

یک بزرگواری فرمانده تیم ما بود؛ جانباز بود و آزاده یه چشم نداشت یعنی دشمن از جا درش آورده بود.
 

خلاصه داستان از اونجایی شروع میشه که این فرمانده ما به یک دختر خانوم بی حجاب با کمال آرامش و احترام میگه دخترم حجابت رو درست کن.
 

دختره هم در کمال پر رویی و بی حیایی میگه: درست نمیکنم تا چشت درآد .
 

حاجی ما هم در جواب میگه : چشمم در بیاد حجابتو درست میکنی ؟
 

اونم میگه: آره
 

حاجی ما هم چشم مصنوعیش رو در میاره میگذاره کف دست دختر!
 

دختره هم انگار عزرائیل دیده باشه جیغ میزنه و الفرار …
 

جماعت که معرکه دختر رو میدیدند از خنده مردن…

 

خلاصه بسیجی برای برقراری حیا تو جامعه حاضره چشماشم دربیاره…




برچسب ها : چشم ,  امر به معروف ,  چشم مصنوعی , 


نوشته شده توسط : عاشقان سیدالکریم و طبقه بندی شده در : شوخی با حجاب , 

پنجشنبه 2 بهمن 1393 03:00 ق.ظ


به نقل از "ندای یک بسیجی": به نظر می رسد دانشگاه آزاد غیراسلامی برای جبران صندلی های خالی دانشگاه خود که بخاطر سیاست های کنترلی رشد جمعیت که در دهه 60 و 70 وضع شد و در نتیجه آن کشور با کاهش زادوولد مواجه گردید، در پی جذب دانشجو از راه تحریک و تبلیغ جنسی است.

ابلاغ بخشنامه  ترویج بی‌حجابی از سوی حراست دانشگاه آزاد غیر اسلامی خود بیانگر این موضوع است که دانشگاه آزاد می خواهد با تبلیغات جنسی صندلی های خالی دانشگاه خود را پر نماید و گرنه چه دلیلی دارد این بخشنامه




برچسب ها : دانشگاه آزاد ,  بی بند و بار ,  دانشگاه آزاد غیر اسلامی , 

نوشته شده توسط : عاشقان سیدالکریم و طبقه بندی شده در : شبیخون فرهنگی , 

پنجشنبه 2 بهمن 1393 02:49 ق.ظ

من یه خانم 35 ساله هستم. به لطف امام زمانم حجاب برتر ر.....

اگر شما دوستان گرامی نیز مطلب، خاطره،دلنوشته و ... در مورد مسئله حجاب دارید می توانید به ایمیل زیر ارسال کنید تا با نام خودتان منتشر شود.

eskadraneshg90@gmail.com

-------------------------------------------------------------------------------

به نقل از "ندای یک بسیجی": من یه خانم 35 ساله هستم. به لطف امام زمانم حجاب برتر را دارم. اما تا 4 سال پیش اهل حجاب نبودم میتونم بگم به جای حجاب، آرایشم كامل بود البته این حرف رو واقعا با شرمندگی گفتم.

خدا منو ببخشه من بیش از اندازه وابسته به ماهواره بودم. اما از اونجایی كه خانواده بدی نداشتم به خیلی چیزها هم معتقد بودم .یه روز تو یه جمعی نشسته بودیم صحبت از شیطان پرستی شد تا اون موقع مثل آدمای ابله فكر میكردم هركی موهاشو سیخ میكنه و قیافه عجیب غریب داره بهش میگن شیطان پرست.

یه نفر یه برنامه درمورد شیطان پرستی و برنامه ریزی هاشون برای آخر الزمان دیده بود و داشت تعریف میكرد. یك نفر در اون بین, یكی تقریبا مثل خودم، یه جمله خیلی ساده در مورد امام زمان گفت. همون جمله ی ساده یك تلنگر خیلی جدی برای من شد در اون لحظه احساس كردم از داخل فرو ریختم تمام بدنم شروع به لرزیدن كرد.

جمع رو ترك كردم. هرچه می گذشت آن احساس ویژه در من بیشتر ریشه می دواند؛ اینكه اصلا حواسم هست كه امام زمان دارم، اینكه تا به حال برای امام زمانم كاری نكرده ام و باید كوتاهی هایم رو جبران كنم. وقتی رسیدم خونه اولین كاری كه كردم این بود كه ماهواره رو جمع كردم گذاشتم جلوی در. چرا باید رسانه ای كه می دانستم برنامه هایش با چه اهدافی ست را در خانه نگه دارم؟ چرا تا به حال خودم را به آن عادت داده بودم؟

اون شب تا صبح احساس میكردم دارم زیر نگاه امام زمان خرد میشم .از اونجایی كه اگر كسی هدایت بخواد خدا راهو نشونش میده چند روز بعد شوهرم یه دی وی دی آورد خونه و گفت: سخنرانی های یك استاد در همان مورده.  من با سخنان ایشون خودم رو پیدا كردم.

شاید براتون جالب باشه اون شبی كه رسیور ماهواره را گذاشتم دم در، همسرم كه فكر می كرد جوگیر شدم برداشتش و بردش توی اتاق. تا یك ماه هم همانجا بود بعد كه مطمئن شد از تصمیمم منصرف نمیشم، جمعش كرد و بردش بیرون. همسرم از اول هم خیلی راضی نبود كه وقتم رو پای فیلمای ماهواره بزارم برای همین وقتی از محكمی تصمیمم مطمئن شد خوشحال هم شد.

یكی از دوستانم نزدیك مغازه ی همسرم مغازه داره حدود یك هفته بعدش رفتم پیشش چادر لبنانیشو سر كردم رفتم مغازه ی همسرم. ایشون وقتی منو دید حیرت زده شد و استقبال كرد از اونجایی كه خدا خواست دوستم گفت مادرم مشهده میخوای بگم برات چادر بگیره؟ همسرم هم گفت بگیر... من چادری شدم به همین سادگی و الان چهار سال هست كه چادری هستم.

آنقدر این اتفاقات یك دفعه ای رخ داد كه اطرافیانم تو شوك قرار گرفتن، خیلی هم پیش اومد كه موآخذه بشم؛ قیافت بی روحه! مثل مرده شدی !چادر بهت نمیاد و... اما وقتی دلیل كاری خوشنودی امام زمان باشه هیچ ملامت و تحقیری موثر نیست.

خدارو شكر همسرم خیلی با من همراهی كرد و الان هم ما به عنوان خانواده مذهبی شناخته میشیم دخترم 12 سالشه و دو ساله به اصرار خودش چادر سر میكنه. دختر هشت ساله ام هم خیلی چادر دوست داره.

 الان تلاش میكنم دروغ نگم ، غیبت نكنم و خیلی از كارهایی كه شایسته یك زن مسلمان نیست را انجام ندهم ما ها كه محبان امام زمان هستیم باید با رفتار شایسته ایشان را یاری كنیم و متوجه باشیم خطاهای ما غربت ایشان را سخت تر و طولانی تر می كنه.

از هر كسی كه حرفای منو میخونه خواهش میكنم برام دعا كنید نماز و روزه هایی كه متاسفانه قبلا ازم فوت شده رو به بهترین شكل قضا و جبران كنم، شاید نفس حقی باشه.

یا حق التماس دعا



برچسب ها : ماهواره ,  حجاب برتر ,  دانشگاه , 


نوشته شده توسط : عاشقان سیدالکریم و طبقه بندی شده در : بیداری اسلامی ,  حجاب , 



تعداد صفحات : 19

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |