تبلیغات
حجاب زینبی و جنگ نرم - مطالب ابر شهدا
حجاب زینبی و جنگ نرم
دیروز دنبال گمنامی بودیم ... امروز دنبال اینکه ناممان گم نشود. شهید شوشتری
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
مطالب این وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید؟






آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

حجاب ، شنای مختلط ، ساپورت مردانه ، دانلود رایگان فیلتر شکن ، حجاب - مضرات کفش پاشنه بلند - دانلود رایگان انواع فیلتر شکن - سرنوشت غم بار یک دختر شاغل - شنای مختلط بانوان در دریا - ساپورت مردانه وارد شد - آدم باید دلش پاک باشه - دختر 8 ساله در دام جوان شیطان صفت - زانوهای باربی أم شکست
جستجو

آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
انقلاب اسلامی آیه قرآن ساعت فلش مذهبی
ابر برچسب ها


در تهران هر جا می رفتیم با هم بودیم. هفت هشت نفر بودیم همگی مطیع مرتضی. خُب دوران قبل از انقلاب دوران جهالت ما بود. شاید آن موقع پانزده سال یا شانزده سال داشتیم.

یادم هست که یک روز همگی با هم رفتیم سینما. آنجا کنار هم نشستیم. آن روز شخصی جلوی ما نشسته بود. کله ی کچل او بدجوری تو چشم می زد! مرتضی خیره شد به کله ی او و خندید.

بعد رو کرد به من و گفت : "کریم چقدر می دی بزنم پس کله ی این یارو؟"

گفتم : ول کن شر درست نکن.

مرتضی گفت : نه، خیلی حال می ده.

خلاصه آماده شد و محکم



برچسب ها : شهدا ,  کله ی کچل ,  تاس ,  پس گردنی , 

نوشته شده توسط : عاشقان سیدالکریم و طبقه بندی شده در : طلایه داران عشق , 

پنجشنبه 21 آذر 1392 08:29 ب.ظ

گفت : که چی؟ هی جانباز جانباز ، شهید شهید ...

می خواستن نرن! کسی مجبورشون نکرده بود که ...!

گفتم : چرا اتفاقاً مجبورشون می کرد...

گفت : کی؟  ... گفتم همون که تو نداری

گفت من چی ندارم؟ چیو می گی؟

گفتم غیرت...



برچسب ها : غیرت ,  جنگ ,  جبهه ,  شهدا , 


نوشته شده توسط : عاشقان سیدالکریم و طبقه بندی شده در : طلایه داران عشق ,